قهرمان ميرزا عين السلطنه
1609
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سفر الموت چوبيندر نيمساعت به غروب مانده چوبيندر رسيدم . هوا گرم شده در اينجا شروع به درو كردهاند . يك هزار و پانصد تومان از منافع ساليانهء چوبيندر وقف نجف اشرف است . مابقى را صغار امين الرعايا كه نوادگان آن امين الرعاياى بزرگ باشند مىبرند . حسن آقا پسر حاجى شيخ خال صغار قيم است . جوان معقولى است . خودش آمد . بره ، جوجه فرستاد . داماد رفعت السلطنه همشيرهء شاهزاده ملكآراست . بعد از مرحوم حاجى حسنعلى خان پسر حكيمباشى ، رفعت السلطنه به شيخ الاسلام شوهر كرد . در قزوين مسكن گرفته . پسرش ميرزا ابراهيم خان « 1 » شباهت تام [ و ] تمامى با حاجى حسنعلى خان پدرش دارد كه كمتر اولادى آنقدر شبيه است . گفتند چوبيندر با وجود خرابى سالى شش هفت هزار تومان عمل مىكند . پنجشنبه 21 - مال از الموت نرسيده بود . مشهدى رضا كيال كه وكيل كارهاى الموت است به هزار زحمت هشت مال از رودباريها گرفت . چادر و صندوقهاى من هم قرار شد بماند و از عقب روانه كند . عصر جناب شيخ الاسلام و حسن آقا آمدند . راه بيدلان و چاله را صلاح نديدند . قرار شد از راه رودبار برويم . آقاى شيخ الاسلام خيلى اين خيال حضرت و الا را پسنديدند و تمجيد كردند . طهران با اين وضع حاليه و نبودن شاه و صدراعظم در اين هواى گرم ابدا رفتن ندارد . توقف يكى دو ماهه الموت را به مراتب بهتر و خوبتر دانستند . فرنگى و ارمنى در قزوين جمعه 22 - صبح زودتر اندرونها را روانه كرده حضرت و الا هم با درشكه تشريف بردند . من به شهر رفته مدتى معطل بعضى كارها شدم . گاريها با حضرات امروز مىرود . سفارشات لازمه را نموده از خيابان و دروازهء راه كوشك بيرون رفتم . شهر قزوين آبادتر شده ، مغازه و دكانهاى خوب ساختهاند . فرنگى و ارمنى فراوان شده . درشكه و گارى متصل از خيابان عبور مىكند . منافع كلى از اين راه مىبرند . كمپانى روس هم راه را به دولت واگذار كرده ، صاحبمنصبان روس بسيار آمدهاند . راه همدان را هم مشغول ساختن هستند ، همينطور راه تبريز را تا رود ارس .
--> ( 1 ) - ميرزا ابراهيم خان ملكآرائى چند دوره وكيل مجلس شوراى ملى از قزوين بود ( مسعود سالور )